تبليغاتX
سیـبـــــــــستان - بازی آدم بزرگا!
زندگی یه جور بازیه. همه اینو میدونیم. یا لا اقل شنیدیم. اینکه قبول داریم یا نه فقط تفاوت تو ادبیات گفتاریمون داره.
یکی میگه زندگی مثل شطرنجه: اگه بازی بلد نباشی همه میخوان یادت بدن، اگه بازی بلد باشی همه میخوان شکستت بدن!
یکی میگه زندگی مثل پیانو میمونه: دکمه های سفید شادیها و دکمه های سیاه غم هان. اگه بخوای ملودی زندگی رو زیبا بشنوی دکمه های سیاه و سفید باید با هم نواخته بشن.
یکی میگه زندگی یه تاسه: هنر این نیس که تاس خوب بیاری، هنر اینه که تاس بد رو خوب بازی کنی.

خلاصه اینکه هر کدوم این ادبیاتا رو بپسندی یا هرجور دیکه زندگی رو تعریف کنی، تهش زندگی یه بازیه! 

عالم کودکان

مثل هر بازیه دیگه ای که تو بچگی میکردیم. یا قایم باشک بود، یا گل یا پوچ، یا الک دولک، یا گرگم به هوا، یا خاله بازی، یا معلم بازی، یا لی لی، یا کشتی کج، یا قدم فیلی، یا گل کوچیک، یا تلفن بازی، یا اسم فامیل، یا تیله بازی، ...، یا آتاری! (بچگی من مال یه نسل بعد از شماهاس!)

اما نه!... بازی الآن همیشه هم مثل بازی بچگی نیس. گاهی یه فرق خیلی خیلی بزرگ داره که تمام مزه بازی رو گس میکنه. این بار آدم بزرگا برد و باخت رو تو بازی یه جور دیگه معنی میکنن. یعنی اصلا از اول یه قانون جدید رو بازی میذارن که تو اون بازیای قدیمی نمیشد گذاش.

اینبار برا اینکه حتما حتما برنده بشن همه همبازیا رو بازی نمیدن! بازی میشه یه نفره! حالا دیگه اگه بازی کنی حتما فقط خودت برنده میشی!
هم میدونی کجا قایم شدی میتونی خودتو پیدا کنی، هم میدونی گل تو کدوم دستته، هم اگه پات رفت رو خط هیچکی نمی بینه، هم تیله ها از اول همش مال خودتن، هم قدمات چه فیلی باشه چه مورچه ای هیچکی ازت جلو نمیزنه!

همیشه برنده میشی همیشه.

اما وقتی برنده شدی...

هیچکی نیست برات دست بزنه.

 بچه ها هیچوقت اینجوری بازی نمیکنن. بچه ها اگه همبازی پیدا نکنن اصلا بازی نمیکنن. بچه ها قبل از شروع بازی میرن بقیه بچه ها رو جمع میکنن. بچه ها همیشه با هم بازی میکنن، میبرن میبازن گریه میکنن میخندن بچه ها همیشه بازی میکنن. آدم بزرگا ولی دیگه مدتهاس نه چشم میذارن، نه قدم فیلی بر میدارن، نه گلو قایم میکنن، نه...

چطوره اصلا این یکی بازی رو هم بدیم بچه ها. حتما قشنگتر میشه. مطمئنا دیگه کسی رو رد صلاحیت نمیکنن. بچه ها عادت ندارن همه رو از بازی بیرون کنن برا اینکه فقط خودشون برنده شن. بچه ها میدونن اینجور برنده شدن مزه نداره. اینجوری هیچکی برات دست نمیزنه. اینجوری اصلا برنده نیستی.

کاش هنوز بچه بودیم!!! 

پ.ن: گفتن برنامه اینه: هیات اجرایی همه رو رد صلاحیت میکنه، هیات نظارت یه عده رو تایید میکنه برمیگردونه، شورای نگهبان همونا رو رد میکنه!

پ.ن: نگو این بازی نیس، این سیاسته. این بازی سیاسته!

پ.ن:ازین جدی تر رو هم بخونید:
بستن دهان مخالف سیره اموی است
آژیر قرمز بلند شد از سجاد
باز انتخابات، باز نگرانی
 از امید
مشق سکوت از مرجان
آتش خودسوز نیافروز از یه امید دیگه
هزینه‌هایی كه باید تحمیل شود از محمدرضا
اصلاحات مرد، زنده بادی در کار نیست
 از آرمین و یه امید دیگه تر!
آب ریخته شده از رضا
همراه شو عزیز

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 دی1386ساعت 15:0  توسط سیب | 
منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
در میان هر سیب
دانه ها محدود است
در دل هر دانه
سیب ها نامحدود ...
چیستانی ست عجیب
دانه باشیم، نه سیب!

پیوندهای روزانه
سیبستان ادبیات و فلسفه
شیعه آنلاین
انجمن ترنم
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
پیوندها
استاد (که از دستم دلخوره!)
یه سیبستان دیگه!
مريم.....بشولش
حمید.....خشت
میثم یوسفی(اون نه! یکی دیگه!)
آقا محسن گل.....ptc
فاطمه.....تاریک خونه
شهاب.....دل نوشت
سعید خاله
سجاد (که اولین چت).....مهجاد
زینب.....صدای سکوت
سید ضیاء.....نسیم سحری
ثاقب فرد (که اندیشمند است)
حسین نوروزی.....گاوخونی
چیز
داستانک ها
بانوی قدیس (بخاطر آهنگش)
وحید (که تنها و خوب)
میثم (که کروات می زنه!)
شهاب(که بامزه می نویسه)
شمس الدین.....شعر
یادداشت های یک دختر ترشیده
juju (که عاشقش شدم!)
سیب سبز
دکتر رضا(که در سفر!)
ماه مهربون (که وبشو کامل خوندم!)
نه هیچ چیز(اما بسیار!)
هجران(که در کاشان!)
گفتگوی هستی و بهزاد
مداد آبی
فرید صلواتی(که نمیشناسم!)
مهراوه (که زیبا مثل حباب)
كد آهنگ وبلاگ
صدايي براي امروز (كه بنفش!)
آفاق (كه درست مينويسه)
ساعت

جدیدترین کد آهنگ سیناکلیک کن

عاشقانه ترين مطالب كليك كن